مورد نياز شما
پيغام مدير :
با سلام خدمت شما ، خوش آمديد به وبلاگ من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، من را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه کنيد . در ضمن براي ديدن ليست تمامي مطالب وبلاگ به آرشيو مطالب ، در همين قسمت رو به رو مراجعه کنيد .
 
 
خیانت ارنست روهم به حزب نازی
نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۳
ساعت : ۱:٠۳ ‎ق.ظ
نويسنده : پرهام نوروزی
نظرات

«خیانت ارنست روهم به حزب نازی»

 

در آغاز دومین سال زمامداری آدولف هیتلر و حزب نازی بزرگترین خطری که حکومت هیتلر را تهدید می کرد نه ارتش و نه بازماندگان گروههای چپ و راست، بلکه عوامل اصلی به قدرت رسیدن او یعنی پیراهن قهوه ای های سازمان اس.آ بودند. تعداد اعضای این سازمان در فوریه سال 1934 به قریب 4 میلیون نفر بالغ می شدند که رهبران و کارگردانان آنها بیشتر از اراذل و اوباش و کسانی بودند که بیشتر طی سالهای 1932 و 1933 ، یعنی در آستانه به قدرت رسیدن هیتلر و پس از آن به سازمان اس آ پیوسته و قصدی جز سو استفاده از قدرت نداشتند.
رهبر سازمان اس آ سروان ارنست روهم بود که در زمان خدمت سربازی و سرجوخگی هیتلر هم با همین درجه سروانی فرماندهی او را داشت و به همین جهت با وجود تظاهر به اطاعت از فرامین هیتلر هنوز در درون خود او را به چشم یک زیردست و فرمانبر نگاه می کرد.

 

او افسری بسیار خشن بود که به همجنس بازی شهرت داشت و به همین علت شهرت به روسا و فرماندهان بخشهای مختلف سازمان اس آ هم سرایت کرده بود به طوری که می گفتند روهم تمام فرماندهان واحدهای پیراهن قهوه ای ها را از میان دوستان هم جنس باز خود انتخاب کرده و درباره کارهای آنها شایعات زشتی بر سر زبانها بود. این سو شهرت در میان گروه دیگر پیراهن قهوه ای ها که به نام گروه اس اس معروف بودند ناراحتی زیادی ایجاد کرده و فرمانده اس اس ها هاینریش هیملر بارها به وسیله گورینگ یا گوبلز که هر دو از روهم متنفر بودند گزارشهایی درباره اعمال خلاف فرماندهان و افراد سازمان اس آ به هیتلر داده بود ولی هیتلر به دلایلی که بر گورینگ و گوبلز روشن نبود از تعقیب این گزارشهای تنبیه و برکناری روهم خودداری می نمود.
اما آنچه هیتلر را به احتیاط و تامل در مقابله با روهم وادار می ساخت تنها ملاحظات شخصی نبود، هیتلر تا تحکیم پایه های حکومت خود به وجود روهم و پیراهن قهوه ای های او نیاز داشت و پس از آن هم تا وقتی که از حمایت کامل ارتش اطمینان پیدا نکرده بود نمی خواست سازمان اس آ را تضعیف نماید، ولی از اواخر سال 1933 که سروان روهم ضمن توسعه تشکیلات خود خواهان تبدیل این سازمان به یک نیروی نظامی شد و هیتلر را برای دریافت اسلحه از انبارهای ارتش تحت فشار قرار داد هیتلر درباره مقاصد واقعی او بیشتر دچار تردید شد. از سوی دیگر فرماندهان ارتش که حاضر نبودند نیروی مسلح دیگری در برابر انها قد علم کند از تحویل اسلحه به نیروهای اس آ خودداری کردند و جانب داری هیتلر از ارتش و تاکید مکرر وی بر این مطلب که ارتش و پلیس تنها نیروی مسلح کشور خواهند بود نارضایتی هایی در میان فرماندهان اس آ به وجود آورد و سروان روهم در آوریل 1934 در جلسه ای با فرماندهان واحدهای خود علنا هیتلر را متهم به خیانت به دوستان خود نمود و گفت ما او را به قدرت رسانده ایم و خودمان هم می توانیم او را بر کنار کنیم.

تشکیل کنفرانس فرماندهان اس آ برای روز 30 ژوئن پیش بینی شده بود و هیتلر دو روز قبل از تشکیل این کنفرانس با اتفاق گورینگ به اسن رفت تا در جشن عروسی یکی از رهبران محلی حزب نازی شرکت کند...ادامه دارد...



 ویکتور لوتز هم همراه هیتلر بود تا روز سی ژوئن با اتفاق به مونیخ و از آنجا به تگرنسی بروند. در شروع مجلس عروسی گورینگ را پای تلفن خواستند، چند دقیقه بعد نزد هیتلر برگشته و گفت هیملر از برلین تلفن کرده و می گوید توطئه ای برای کودتا در غیاب آنها در جریان است و ممکن است برای پیشوا هنگام شرکت در کنفرانس فرماندهان اس آ دامی گسترده باشند. با اینکه این دام را خود هیتلر برای روهم گسترده بود، از اینکه عکس قضیه رخ دهد نگران شد و به گورینگ دستور داد بی درنگ به برلین مراجعت کرده اوضاع را تحت کنترل خود بگیرد. هیتلر از گورینگ خواست که تمام نیروی پلیس و اس اس ها را که برای مقابله با نیروهای اس آ مسلح شده بودند به حال آماده باش در آورد و به محض ابلاغ کلمه رمز “کولیبری” که به معنی مرغ مگس خوار است مراکز نیروهای اس آ را اشغال و سران آنها را بازداشت نماید.

روز 29 ژوئن روهم در اقامتگاه خود در بادویسه از فرماندهان گروههای اس آ که یکی پس از دیگری به دیدن او می امدند پذیرایی می کرد و بی خبر از نقشه هایی که برای آنها کشیده شده و از دیدار روز بعد با هیتلر و مطالبی که باید در کنفرانس مطرح کنند سخن می گفتند. هیتلر هم در هتل دریسن برای فردا تدارک می دید و دستور اعزام واحدهای ویژه اس اس و استقرار نیروهای ذخیره را در اطراف مونیخ صادر می کرد. هیتلر در نظر داشت طبق برنامه پیش بینی شده صبح روز بعد عازم مونیخ شود، ولی تلفن هیملر از برلین درباره اینکه نیروهای اس آ نقشه کودتا را ساعت 5 بعد از ظهر فردا (30 ژوئن) به موقع اجرا خواهد گذاشت و تلفن آدولف واگنر رهبر حزب نازی در باواریا درباره تظاهرات خیابانی پیراهن قهوه ای ها علیه ارتش نقشه او را تغییر داد و هیتلر ساعت 2 بعد از نیمه شب در یک هوای بارانی با هواپیمای شخصی یونکرس خود به طرف مونیخ به راه افتاد. قیافه هیتلر خیلی گرفته و عصبانی بود و از علت تصمیم حرکت ناگهانی او در این شب هیچ یک از همراهان او به جز لوتز اطلاع نداشتند.
هواپیمای هیتلر صبح زود در فرودگاه نظامی باواریا به زمین نشست و هیتلر و همراهانش بی درنگ به طرف وزارت امور داخلی باواریا براه افتادند. واگنر رئیس حزب نازی باواریا و وزیر داخله ایالت که از ورود هیتلر اطلاع یافته بود در دفتر خود منتظر او بود. کمی بعد فرمانده نیروهای اس آ در باواریا هم سر رسید و هیتلر به محض مشاهده او دستور توقیفش را صادر کرد.
ساعت 6 بامداد هیتلر و همراهان با اتومبیل به طرف تگرنسی تا محل اقامت روهم و فرماندهانش در بادویسه راه زیادی نبود و اتومبیل های حامل هیتلر و همراهان و نیروهای ویژه اس اس که در تگرنسی به انها پیوسته بودند ذر حدود ساعت 7 صبح به مقابل پانسیون انسل بوئر (محل اقامت روهم و فرماندهانش) رسیدند.
در پانسیون باز بود و هیتلر پیشاپیش همه به طرف ساختمان به راه افتادف خانم صاحب پانسیون از دیدن هیتلر در آن ساعت صبح متحیر شد، ولی هیتلر به او مجال صحبت نداد و گفت فورا مرا به طرف اتاق روهم راهنمایی کن!

در حالی که هیتلر در پشت سر خانم صاحب پانسیون به طرف اتاق روهم می رفت پانسیون به محاصره نیروهای اس اس در آمد و عده ای از افراد مسلح هم در مقابل اتاق های پانسیون موضع گرفتند. همراه هیتلر یک مامور پلیس با لباس شخصی هم حرکت می کرد، ولی این خود هیتلر بود که اسلحه کمری خود را به دست گرفت و پیش از دیگران وارد اتاق روهم شد. روهم هاج و واج و خواب آلود در مقابل هیتلر ایستاد و هیتلر با لحن خشن و غضب آلودی گفت: “ارنست تو به من خیانت کردی و حالا بازداشت هستی فورا لباست را بپوش!”

در حالی که هیتلر در پشت سر خانم صاحب پانسیون به طرف اتاق روهم می رفت پانسیون به محاصره نیروهای اس اس در آمد و عده ای از افراد مسلح هم در مقابل اتاق های پانسیون موضع گرفتند. همراه هیتلر یک مامور پلیس با لباس شخصی هم حرکت می کرد، ولی این خود هیتلر بود که اسلحه کمری خود را به دست گرفت و پیش از دیگران وارد اتاق روهم شد. روهم هاج و واج و خواب آلود در مقابل هیتلر ایستاد و هیتلر با لحن خشن و غضب آلودی گفت: “ارنست تو به من خیانت کردی و حالا بازداشت هستی … فورا لباست را بپوش!”

روهم زبان به اعتراض گشود، ولی هیتلر منتظر شنیدن حرفهای او نشد و اتاق مقابل را گشود در این اتاق یکی از فرماندهان اصلی نیروهای اس آ به نام هینس با پسر جوان و خوش قیافه ای که ظاهرا راننده او بود خوابیده بود. هیلر حاضر نشد با او صحبت کند و فقط به لوتز که همراهش بود گفت اتاق را برای اسلحه بگردد و هینس و پسر جوان را بازداشت کند در میان سایر فرماندهان پیراهن قهوه ای ها هم چند نفری با مردان جوان خوابیده بودند که موید شایعات مربوط به رواج همجنس بازی بین فرماندهان این سازمان بود. تنها یک نفر ماکس وگل با یک دختر بازداشت شد.

بازداشت شدگان که ده فرمانده اصلی نیروهای اس آ در میان آنها دیده میشدند را به طرف زندان استادلهایم مونیخ حرکت دادند. اصرار روهم برای دیدن هیتلر یا گوبلز بی نتیجه بود و او را در یک سلول انفرادی زندانی کردند. از نخستین ساعات روز افراد پلیس و نیروهای اس اس در مونیخ سایر رهبران محلی نیروهای اس آ را هم بازداشت کرده و سلول های دیگر زندان استادلهایم را از آنان انباشته بودند.

هیتلر ساعت ده همان روز کلمه رمز مرغ مگس خوار را به گورینگ ابلاغ کرد و تصفیه خونین در برلین آغاز شد. گورینگ با سرعت و خشونت دستور تصفیه را به موقع اجرا گذاشت و بسیاری از فرماندهان و اعضای موثر گروه اس آ را بدون بازجویی و به عنوان مقامات کشت. فون پاپن با این تصفیه خونین و کشتار بدون محاکمه مخالفت کرد و گفت که در غیاب هیتلر او به عنوان صدراعظم مسئول کارهاست، گورینگ به حرفهای او اعتنا نکرد و وقتی که فون پاپن گفت شخصا نزد هیدنبورگ خواهد رفت تا از او تقاضای برقراری حکومت نظامی بنماید نیروهای اس اس به دستور هیملر او را به خانه اش بردند و خانه را محاصره کردند. در جریان محاصره خانه منشی فون پاپن هم کشته شد و وقتی که او خواست با تلفن با هیدنبورگ تماس بگیرد متوجه شد که سیم تلفن را هم قطع کرده اند. با این ترتیب معاون صداعظم عمل در خانه خود زندانی شد.
گورینگ و هیملر در جریان این تصفیه حسابهای شخصی خود را هم تصفیه کردند و یکی از قربانیان این تصفیه ژنرال فون اشلایخر صدراعظم سابق آلمان بود که به وسیله مامورین اس اس در خانه اش به قتل رسید که در این هنگام همسرش هم نیز کشته شد.


در حالی که کشتار در برلین جریان داشت هیتلر هنوز درباره سرنوشت زندانیان استادلهایم تصمیم نگرفته رود. ژنرال فون اپ فرمانده نظامی منطقه باواریا به هیتلر پیشنهاد کرد که برای رسیدگی به اتهامات روهم یک دادگاه نظامی تشکیل شود. ولی هیتلر از این پیشنهاد خشمگین شد و گفت وقتی خیانت کسی مسلم شد تشکیل دادگاه برای او ضرورت ندارد!
سرانجام ساعت پنج بعداز ظهر مارتین بورمان که یکی از معاونین هس بود لیست اسامی کسانی را که باید تیرباران شوند از دفتر هیتلر در خانه قهوه ای مونیخ بیرون آورد و آنرا به دست دیتریش منشی هیتلر داد و گفت فورا یک افسر و شش مامور مسلح را با خود بردار و این حکم را در زندان استادلهایم اجرا کن. دیتریش در راه زندان صورت اسامی را نگاه کرد و با کمال تعحب دید که اسم روهم در میان آنها نیست.

هانس فرانک وزیر دادگستری باواریا که برای بازدید از زندانیان به استادلهایم رفته بود وقتی که دیتریش و مامورین اجرای حکم اعدام را دید با اجرای این دستور مخالفت کرد و گفت بدون انجام محاکمه و تشریفات قانونی نمی توان کسی را اعدام کرد. دیتریش گفت این دستور هیتلر است و فقط او می تواند آن ر لغو کند. فرانک با هیتلر تماس گرفت و هیتلر با عصبانیت به او گفت تو چطور به خودت اجازه می دهی در مقابل دستورات من مقاومت کنی؟ فرانک گفت من فقط می خواهم تشریفات قانونی این کار انجام شود. هیتلر پاسخ داد اینها بر علیه رایش (حکومت آلمان) توطئه کرده اند و من به عنوان صدراعظم آلمان دستور اعدام آنها را صادر کرده ام. این ربطی به شما ندارد!
شش نفر فرماندهان اصلی گروههای اس آ عصر روز سی ام ژوئن در محوطه زندان استادلهایم تبرباران شدند ولی سروان روهم فرمانده کل نیروهای اس آ در سلول خود ماند. هیلر غروب آن روز با هواپیمای یونکرس خود عازم برلین شد و در بین راه ژنرال فون اپ گفت در صدور حکم اعدام روهم تردید دارد زیرا او در گذشته خدمات زیادی کرده است.

پیش از مراجعت هیتلر به برلین، گرگور اشتراسر از رهبران سابق حزب نازی و رقیب گورینگ و گوبلز هم قربانی تصفیه شد. گورینگ برای توضیح جریان این تصفیه خونین یک کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داد و ضمن آن گفت اشتراسر و اشلایخر هر دو در توطئه براندازی حکومت با روهم شرکت داشته اند. گورینگ فکر می کرد با اعدام روهم دیگر شاهدی برای افشای این باقی نمانده است، ولی وقتی که فهمید هیتلر قصد بخشیدن روهم را دارد به شدت ناراحت شد و از گوبلز خواست که به اتفاق برای تغییر عقیده هیتلر با او مذاکره کنند.
گورینگ و گوبلز پس از ساعتها مذاکره با هیتلر سرانجام او را قانع کردند که زنده ماندن روهم مشکلات زیادی در آینده به وجود خواهد اورد و با عفو وی اعدام کسانی که به مراتب مسئولیتی کمتر از او داشته اند به هیچ وجه قابل توجیه نخواهد بود. هیتلر با اکراه و ناراحتی دستور اعدام روهم را صادر کرد ولی به تئودور ایکه افسر اس اس که مامور اجرای این حکم شده بود دستور داد قبل از اجرای حکم به روهم این شانس را بدهند که خودکشی کند!

ایکه عصر روز اول ژوئیه با دو مامور اس اس وارد زندان استادلهایم مونیخ شد و از رئیس زندان خواست که او را به سلول روهم راهنمایی کند. رئیس زندان منظور او را پرسید و ایکه گفت که مامور اعدام روهم است. رئیس زندان گفت که بدون حکم کتبی نمی تواند روهم را به او تحویل دهد، ولی با فریاد و عربده ایکه از جا در رفت و یکی از مامورین زندان را همراه سه مامور اس اس کرد تا آنها ر به سلول روهم راهنمایی کند. روهم در سلول شماره 474 روی یک تختخواب سفری آهنی افتاده و در گرمای شدید عرق می ریخت.
ایکه هفت تیر به دست وارد شد و خساب به روهم گفت تو زندگی خود را هدر کردی ولی پیشوا یک شانس دیگر هم به تو داده است که خودت به این زندگی خاتمه دهی. ایکه سپس هفت تیری را که فقط یک گلوله در آن بود روی میز کنار تخت روهم گذاشت و از سلول خارج شد. پانزده دقیقه گذشت و صدای شلیک از سلول روهم شنیده نشد. ایکه و همراهانش اسلحه های خود را گشودندو وارد سلول شدند. روهم روی تخت خود نشسته بود، ایکه دیگر منتظر التماس او نشد و دو گلوله به طرف قلب و مغز او خالی کرد. آخرین کلماتی که از روهم شنیده شد پیشوای من … پیشوای من بود.

به دنبال این تصفیه خونین هیتلر سازمان اس آ را منحل نکرد، زیرا انحلال سازمان مقاومت هایی در میان اعضای آن به وجود می آورد و به علاوه هیتلر این حربه را در دست خود نگاه دارد. عبت تصفیه و اعدام ها توطئه و خیانت اعلام شد و دیکتور لوتز که از طرف هیتلر به ریاست سازمان منصوب شده بود مامور شد تشکیلات تازه ای برای این سازمان بدهد و آن را به صورت سازمان منظم و منضبطی در آورد که هر مادر آلمانی بتواند با خیال راحت فرزند خود را به آن بسپارد. برای راحتی خیال ارتش بر غیر مسلح بودن سازمان تاکید شد و بازی مسلح آن به سازمان اس اس که در حال توسعه بود انتقال یافت.

کشتار مسئولین و فرماندهان مشکوک سازمان اس آ تا صبح روز دوم ژوئیه در برلین و مونیخ و نقاط دیگر آلمان ادامه یافت و در این میان عده ای از اعضای سازمان هم در عملیات انتقام جویانه از طرف مردمی که در گذشته مورد ظلم و آزار آنها قرار گرفته بودند کشته شدند. هیدنبورگ تصفیه پیراهن قهوه ای ها و اعدام سران آن را با ارسال تلگراف تبریکی به هیتلر تائید کرد و فقط در مورد قتل صدراعظم سابق ژنرال فون اشلایخر دستور رسیدگی داد. در نخستین جلسه کابینه که پس از پایان این ماجرا در روز سوم ژوئیه تشکیل شد ژنرال فون بلومبرگ از طرف ارتش تصفیه و مجازات خائنین را به هیتلر تبریک گفت و سایر اعضای کابینه نیز گزارش هیتلر را ردباره عملیات روزهای 30 ژوئن و اول و دوم زوئیه تائید کردند. نکته جالب توجه اینکه فون پاپن هم در این جلسه حضور داشت و هیتلر شخصا به علت بازداشت چند روزه او در خانه اش از وی عذرخواهی کرده بود.

هیتلر مجلس رایشتاگ را به تشکیل یک جلسه فوق العاده در روز سیزدهم ژوئیه دعوت کرد و ضمن قبول مسئولیت تلخ ترین تصمیمات خود به خاطر آلمان و ملت آلمان از رایشتاگ رای اعتماد خواست. نطق هیتلر در رایشتاگ با کف زدنهای ممتد قطع میشد و در پایان قانون موسوم به تدابیر اضطراری برای حفظ امنیت کشور که هم به اقداماتی که از این قبیل در آینده بود به اتفاق آرا به تصویب رسید.
یک هفته بعد هیتلر طی حکمی به عنوان هیملر، اختیارات تازه ای برای توسعه سازمان اس اس به وی داد که از آن جمله تشکیل واحدهای مسلح و یک پلیس امنیتی بود که بعدها به نام “گشتاپو” موسوم شد. ارتش که در مقابل تقاضای سازمان اس آ برای دریافت اسلحه مقامت کرد، در برابر تقویت سازمان اس اس و تبدیل آن به یک نیروی مسلح حساسیت زیادی نشان نداد. زیرا اس اس در جریان تصفیه خونین در کنار ارتش قرار داشت و هیتلر در این مدت طوری اعتماد ژنرال ها را به خود جلب کرده بد که احکام و تصمیمات او دیگر سوء ظنی بر نمی انگیخت.
و به این ترتیب سازماندهی جدیدی در حکومت رایش سوم و آلمان نازی به وجود آمد …



:: برچسب‌ها: حزب نازی, خیانت در حزب نازی, ارنست روهم, خیانت ارنست روهم به هیتلر