مورد نياز شما
پيغام مدير :
با سلام خدمت شما ، خوش آمديد به وبلاگ من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، من را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه کنيد . در ضمن براي ديدن ليست تمامي مطالب وبلاگ به آرشيو مطالب ، در همين قسمت رو به رو مراجعه کنيد .
 
 
نبرد نورماندی
نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸
ساعت : ٢:۳٧ ‎ق.ظ
نويسنده : پرهام نوروزی
نظرات

«نبرد نورماندی»

پس از آنکه دردسامبر ۱۹۴۱ ارتش سرخ پیشروى آلمانها را در ۳۵ کیلومترى مسکو متوقف کرد استالینبلافاصله از انگلیس و آمریکا (که تازه وارد جنگ با آلمان شده بود) درخواست گشودنجبهه دوم را کرد. اما در اوت ۱۹۴۲ چرچیل و روزولت با شکست عملیات «دیپ» دریافتندتوان دفاعى آلمان بالاتر از آن است که به آنها اجازه ورود به غرب اروپا رابدهد.
 در این عملیات، ۶۰ درصد از ۷ هزار چترباز و نیروى کماندو که در ساحل اینشهر فرانسوى پیاده شدند جان خود را از دست دادند، آنها حتى نتوانستند چند ساعت همبندر مذکور را تحت اشغال خود نگاه دارند.
در سرتاسر سال ۱۹۴۳ و نیمه اول سال۱۹۴۴على رغم درخواستهاى استالین، متفقین از ورود به غرب اروپا خوددارى کردند چراکه این کار را اقدامى پرتلفات مى دانستنداما سرانجام هنگامى که پى بردند آلماندیگر توان مقاومت در برابر ارتش سرخ را ندارند و ممکن است ارتش سرخ اروپاى غربى رادر نبود «متفقین انگلوساکسون» ببلعد تصمیم گرفتند تا در غرب فرانسه نیرو پیادهکنند. حال آنکه در این مدت آلمانها با به کارگیرى ۱۳ میلیون متر مکعب بتون، ۱‎/۲میلیون تن فولاد و ۱۷۵ هزار کارگر عظیم ترین دژ اروپا بعد از ماژینو را در سواحلمانش (جنوب انگلیس و شمال غرب فرانسه) ایجاد کرده اند.
همه چیز به ۲۴ ساعت اولبستگى دارد در اصول اولیه نظامى براى گذر از رود یا فرود در ساحل یک چیز بیشتریناهمیت را دارد یا مى توان گفت در واقع تنها یک چیز اهمیت دارد، «سرپل».
اگر «سرپل» در ساحل و یا ساحل مقابل رودخانه تسخیر شود و مهاجمان بتوانند در برابرپاتکهاى دشمن آن را نگاه دارند، نیروى تقویتى قادر به پیاده شدن در ساحل خواهند بوددر غیر این صورت امکان ندارد بتوان از رود یا ساحلى گذشت.
در ۶ ژوئن ۱۹۴۴آیزنهاور فرمانده کل قواى متفقین در اروپا احتیاج به ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار سرباز از جانگذشته داشت، این مردان باید با حمله به دژهاى آلمانها در ساحل آنها را تسخیر کرده ودر برابر حملات متعدد آنها مقاومت مى کردند.
آغاز بزرگ ترین عملیات آبى - خاکى جهان در ۶ ژوئن ساعت ۶‎/۵صبح ۵۷ هزار تفنگدار و چترباز آمریکایى متعلق بهلشکرهاى معروف یکم، ۸۲ ، ۱۰۱ و ۷۵ هزار انگلیسى متعلق به سپاه مونتگومرى و لشکر ششمدر حالى که بزرگ ترین «پشتیبانى دریایى و هوایى» تاریخ را در اختیار داشتند باگلایدر، کشتى هاى نفربر و قایق در نرماندى پیاده شدند در حالى که ۱۴ هزار و ۶۰۰هواپیما و ۶۷۰۰ کشتى آنها را همراهى مى کرد در برابر این نیروى جهنمى آلمان تنها ۴۰کشتى، ۳۴ زیر دریایى و ۳۵۰ هواپیما در اختیار داشت. نبرد، بسیار بى رحمانه آغازشد، کشتى ها و هواپیماهاى متفقین ساحل را زیر آتش شدید گرفتند و بسیارى از واحدهاىآلمانها را در جا منهدم کردند، حال آنکه از مدافعان کارى ساخته نبود. هیچ کس تاکنوناین تعداد ابزار جنگى را به صورت تجمعى ندیده بود اما آلمانها ضربه خود را هنگامپیاده شدن نیروهاى آبى - خاکى فرود آوردند. بسیارى از سربازان آمریکایى حتى فرصترسیدن به ساحل را نیافتند چرا که مسلسلهاى آلمانى و تک تیراندازان نیروهاى آمریکایىو انگلیسى را درون قایقهاى آبى - خاکى به هلاکت مى رساندند...ادامه دارد...


هنگامى که پلهاگشوده شد و سربازان پا بر روى ساحل «اوماها» (در شمال غرب فرانسه) گذاشتند تازه پىبردند سرسخت ترین مردان ارتش آلمان که به تازگى از جبهه روسیه به غرب اعزام شدهبودند چه اندازه در مقاومت جدى هستند. در همان ابتداى کار قواى آمریکایى در نوارساحلى زمین گیر شد اما قواى کانادایى - انگلیسى با سرسختى توانست زمین تصرف شده رانگاه دارد و عقب نرود. در این عملیات که با نام روز دى یا (D-Day) معروف شد،آلمانها عقب نشینى نمى کردند یا کشته مى شدند و یا اینکه سد راه متفقین مى شدند. هرجا که مقاومت آنها شدید بود متفقین با دستگاه «پرتاب شعله» آنها را در سنگرها مىسوزاندند. متفقین فرصتى نداشتند، اگر آنها ظرف ۲۴ ساعت به سر پلى مهم دست نمىیافتند و ترتیب ورود ۸۶ لشکرى را که در دریا منتظر نتیجه عملیات آنها بودند را نمىدادند، لشکرهاى زرهى ژنرال رومل (که اکنون فرمانده دفاع شمال غرب فرانسه بود) آنهارا به دریا ریخته و زیر دریایى هاى آلمانها نیز که اکنون مشغول گرفتن قربانى از بینکشتى هاى عظیم نفربر و تانک بر بودند ضربات خود را افزایش مى دادند. سرسختى طرفینبه دلیل اهمال هیتلر در اعزام نیرو به سوى واحدهاى مدافع در نهایت به زیان آلمانهاتمام شد و آنها با تحمل حدود ۹ هزار کشته عقب نشستند در حالى که آمریکایى ها،کانادایى ها و انگلیسى ها نیز متحمل ۱۵ هزار کشته شده بودند.
در پایان روز اولحمله متفقین نوار ساحلى به طول ۳۰ کیلومتر و عمق ۱۰ کیلومتر را تصرف کرده بودند. درواقع آلمانها هنوز خیال مى کردند که حمله اصلى متفقین در چند کیلومتر جنوبى ترخواهد بود. همین اشتباه آنها باعث شد تا کمکهاى ضرورى به مدافعان هرگز نرسد ولشکرهاى زرهى آلمان زمانى وارد نبرد شوند که متفقین ظرف ۱۰ روز ۹۵ هزار تانک وزرهپوش (ارقام صحیح است!) را در ساحل پیاده کنند. رهبران انگلیس و فرانسه اکنون ۶۱۹هزار سرباز را به فرمان آیزنهاور و مونتگومرى درآورده بودند و از آنها تنها یک چیزرا مى خواستند؛ آزادسازى فرانسه.
اگرچه آلمانها به صورت پراکنده مقاومتهاىدلاورانه اى از خود نشان مى دادند اما بمبارانهاى عظیم هوایى در کنار حملات جبههمقاومت فرانسه سبب شد تا کمک به آنها با تأخیر ۳ هفته اى برسد.
نتیجهنبرد
نبرد نرماندى در نهایت براى آمریکا و انگلیس بیش از ۵۰ هزار کشته دربرداشتاما مقدمه اى شد براى ورود ۲ میلیون سرباز، ۵۰۰ هزار تانک و زرهپوش و نفربر و ۳میلیون تن ساز و برگ نظامى. اکنون دیگر مسلم بود که آلمان هرگز قادر به پیروزى درجنگ نیست چرا که در جبهه شرق نیز ۱۰ میلیون سرباز روس با سرعت در حال عقب راندنآلمانها بودند.
در عملیات نرماندى باز هم دخالت هاى بى مورد هیتلر موجب شد تاآلمانها چند روز حیاتى را از دست بدهند و نتوانند مانع رخنه متفقین شوند. کمتر ازیک ماه بعد یعنى در اوت ۱۹۴۴ پاریس سقوط کرد و ۹ ماه بعد آلمان تسلیم شد.
جنگ۸۶: نبرد آردن متفقین پس از آنکه در اوت ۱۹۴۴ پاریس را آزاد کردند با سرعت درشمال اروپا وغرب پخش شده و با آزاد کردن بلژیک و فرانسه از راین گذشته و خاک اصلىآلمان را مورد تهدید قرار دادند. در این زمان پس از شکست متفقین در عملیات هوابردماه قبل، هیتلر طرح ضد حمله بزرگى را تدارک دید که طى آن آلمانها با عبور از راینقواى متفقین را در هلند دچار مشکل کرده و به دو نیم مى کردند. هدف دیگر این طرحاشغال منطقه باستونى و دستیابى به مخازن سوخت آمریکایى ها بود. براساس این طرح ۲لشکر زرهپوش اس اس با گرفتن این مخازن همزمان هم مشکل سوخت تانکهاى آلمانى را (کهاکنون به دلیل نبود سوخت بدون استفاده بودند) حل مى کرد و هم تانکها و نفربرهاىآمریکایى را تا ماهها به دلیل نداشتن سوخت زمین گیر مى کرد.
مخالفت ستاد ارتشآلمان فون روندشتت فرمانده کل قواى آلمان در غرب با این حمله از همان ابتدامخالف بود چرا که معتقد بود از این نیروهاى مهاجم باید براى اقدامات مهم ترىاستفاده کرد. ستاد ارتش آلمان نیز این حمله را نوعى خودکشى مى دانست چرا که معتقدبود آمریکا و انگلیس در حال حاضر آن قدر تانک، سرباز و توپ در اختیار دارند که هرحمله اى به این واحدها در نطفه خفه خواهد شد.
اما هیتلر این نکات را قبول نکرد وبر این استراتژى تأکید داشت که «بهترین دفاع حمله است». هیتلر على رغم مخالفان خوددر نهایت در ۱۶ دسامبر حمله به خط دفاعى آمریکا در آردن و رن علیا را آغازکرد.
بازوان ارتش آلمان در این نبرد سرنوشت ساز را ارتش ششم زرهى آلمان وواحدهاى ورزیده اس اس تشکیل مى دادند. اس اس ها در حقیقت قواى ذخیره استراتژیکهیتلر محسوب مى شدند و وى از آنها تنها براى نبردهاى سرنوشت ساز استفاده مىکرد.
پیشروى اولیه در این نبرد هیتلر مانند قمار باز بزرگى تمام هستى خود رابر صفحه بازى ریخت. هزاران تانک آلمانى در پناه آتش ۲۰۰۰ هواپیماى بمب افکن حمله راآغاز کردند. آمریکایى ها که اصلاً انتظار چنین ضدحمله اى را از ارتش شکست خوردهآلماننداشتند کاملاً غافلگیر شده و خطوط دفاعى آنها شکافته شد، آلمانها از آردنگذشته و به شهر باستونى در ۱۵۰ کیلومترى بروکسل (پایتخت بلژیک) رسیدند.
سقوط باستونى به معناى در خطر افتادن بلژیک «تازه رها شده» نیز بود. بنابراین لشکر ۱۰۱هوابرد آمریکا با ۱۵ هزار چترباز براى دفاع از شهر محاصره شده توسط قواى آلمانهاانتخاب شد.
ورود ژنرال پاتون آیزنهاور فرمانده قواى آمریکا بلافاصله بهمارشال زرهى پاتون دستور دارد به هر قیمت مانع ورود قواى زرهى آلمان به باستونىشود. این در حالى بود که لشکرهاى زرهى آمریکا حداقل یک هفته با شهر مذکور فاصله داشتند.
بنابراین اس اس ها مدت کمى وقت داشتند تا چتربازان معروف لشکر ۱۰۱ راشکست دهند (لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا هنوز هم واحد پیشرو آمریکا در نبردهاى قرن ۲۱است). اس اس ها در پناه تانکهاى خود با قدرت تمام خانه به خانه در باستونى پیشرفتند اما از بخت بد سر و کار آنها با مشتى سرباز معمولى نبود بلکه با رنجرهاىآمریکایى طرف بودند که راه ماندن و مردن را انتخاب کرده بودند.
در نبردهاى مذکورکار به جنگ سرنیزه و استفاده از کارد و سایر سلاحهاى سبک نیز رسید اما على رغم کشتهشدن ۴ هزار تفنگدار آمریکایى آنها اسلحه را زمین نگذاشتند. این در حالى بود که بهفرماندهان لشکرهاى اس اس خبر رسید قواى پاتون در راه است.
نمایش ستون هاى فولادین آمریکا در نبرد با دشمنانش چندان نیاز به «شجاعت سربازان» نداشت چرا کههر کجا حریف را مقاوم مى دید با بسیج انبوهى تانک، هواپیما و کشتى آنها را در هم مىکوبید.
ژنرال پاتون نیز در ۲۶ دسامبر با استفاده از دهها هزار تانک و زرهپوش (برخى منابع واحدهاى موتوریزه وى و تانکهایش را تا ۱۳۰ هزار دستگاه نیز ذکر کردند) اکنون به پاى بلندى هاى آردن رسیده بود و تانکهاى شرمن در مصاف با تانکهاى پانزرآلمانى با برخوردارى از برترى وحشتناک عددى آنها را از سر راه کنار مى راندند. فرمانده واحدهاى اس اس که نیروهاى وى در حال نبرد تن به تن در شهر بودند متوجه شدکه ارتش ششم زرهى آلمان قادر به مقابله با ستونهاى فولادین پاتون نیست و عقب نشستهاست و براى آنها تنها راه جنگیدن و یا تسلیم مانده است. اس اس ها «جنگیدن و مردن» را انتخاب کردند و تقریباً از واحدهاى مذکور کسى زنده نماند، باقى مانده زرهپوشها وتانکهاى آلمانى نیز به شرق راین و داخل خاک آلمان عقب نشینى کردند.
نتیجه نبرد آردن را مى توان آخرین تحرک آلمان براى عقب انداختن «سرنوشت محتومشکست» دانست. اما شکست آردن سبب شد تا آلمان بهترین سربازانش را براى حمله بیهودهاز دست بدهد و نه تنها موفق به دسترسى به منابع سوخت متفقین نشود بلکه باقیماندهسوخت تانکهایش را نیز بر سر این حمله بگذارد تا آنجا که ژنرال «مانتوفل» جانشینفرمانده قواى آلمان در جبهه غرب، علل فروپاشى ارتش آلمان در ماههاى آخر جنگ راانجام همین عملیات غیر منطقى مى داند.
این شکست سبب شد تا آمریکایى ها در ۷ مارس۱۹۴۵ (۳ماه بعد) از رود رن گذشته و ۵۰ روز بعد در برلن باشند. آرنهایم یا آردنآخرین میخها بر تابوت جاه طلبى هاى هیتلر بودند.
البته نباید از یاد برد که سربازان آلمانى نیز در این نبرد بسیار دلیرانه جنگیدند و آنگونه که به آنها اطلاعداده شده بود قرار بود آنها تنها «پیشقراول» باشند اما بعد حتى به آنها گلوله هم نرسید.


:: برچسب‌ها: نبرد نورماندی, جنگ نورماندی, نورماندی, نبرد نورماندی هیتلر